تبلیغات
یک سلام تا کربلا - مطالب شهدا
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
درباره وبلاگ
امروز زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست."مقام معظم رهبری"

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند . سوره آل عمران،آیه 169

اینجانب سجاد باقری دانش آموز سوم دبیرستان رشته ریاضی
وبلاگ «یک سلام تا کربلا» را جهت زنده نگه داشتان یاد و خاطره تمام شهیدان ایجاد نموده ام.
امیدوارم بتوانم گامی هرچند کوتاه در راه شهیدان و امام بر دارم.


التماس دعا
نظر فراموش نشه
تولد وبلاگ : 1394/10/01
لوگو وبلاگ
نویسنده
لینک دوستـــــــــــــــان
آمــــار سـایـت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تقویــــم
اوقـــــــــــــات شرعـــــــی مشهد
کارنامه عملیات
جنگ دفاع مقدس
خلاقیت های دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
شهدای دوران ها
وصیت شهدا
شوخ طبعی های دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
لبخند های پشت خاکریز
مهدویت امام زمان (عج)
آداب و رسوم دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
اولین های دفاع مقدس
وصیت شهدا
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبلاگ

جمعه ها روزنامه چاپ نمی شود؛
صد حیف
چه تیتری میشد آمدنت
عیبی ندارد آقا شما بیا تیتر آمدنت بامن

« اللهم عجل لولیک الفرج »


نویسنده سجاد باقری در 21:53 | نظرات()

کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی می‌کند

سرو باشی، باد یا توفان چه فرقی می‌کند

مرزها سهم زمینند و تو اهل آسمان

آسمان شام یا ایران چه فرقی می‌کند



نویسنده سجاد باقری در 01:17 | نظرات()

لحظه خداحافظی ...

گفتم ؛ بمون تا عصای دستم بشی

گفت ؛ مادر دوست داری تو این دنیا عصای دستت بشم یا تو اون دنیا !؟

گفتم ؛ برو مادر به قربانت...



نویسنده سجاد باقری در 00:46 | نظرات()

به سوختنِ شما، جگرمان سوخت
یادمان نمی رود
سوختید تا نسوزیم
چه می توان گفت....



نویسنده سجاد باقری در 18:22 | نظرات()

بال هایت
سوخته بود اما
تا اوج آسمان ها پر کشیدی ...


نویسنده سجاد باقری در 18:06 | نظرات()
چند شب است که تا صبح نمی خوابیم ؟ 
کنار دستگاه هایی که بی وقفه آوار را جابه جا می کنند ، 
چشم ها به معجزه ای است که از راه برسد.
اعجاز مثل گل هایی که در ثانیه آخر به ثمر رسید.
مثل شوری ناگهانی از انتهای ناامیدی که سرنوشت یک فصل ،
 یک جام و یا یک بازی را عوض کرد.
مثل وقت اضافه ای که هرگز تمام نشد ، 
الا با ضربه ای که تقدیر برای خوشحالی ما کنار گذاشته بود.
مثل امواج ثبت شده دریک دستگاه زنده یاب در سحرگاه حادثه.


نویسنده سجاد باقری در 17:46 | نظرات()

وصیت نامه شهید نواب صفوی

بیست و هفتم دی ماه 1334

به مناسبت شهادت این شهید بزرگ گوار وصیبت نامه ایشان جهت مطالعه تقدیمتان می گردد.

برای مطالعه وصیت نامه شهید به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.



نویسنده سجاد باقری در 20:47 | نظرات()

سال روز شهادت نواب صفوی

بیست و هفتم دی ماه 1334

فراموش نکنیدکه راه راست از هر کجا کج شد بیراه و به سوی هلاکت است.

برای مطالعه مختصر در مورد شهید نواب  به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.



نویسنده سجاد باقری در 20:44 | نظرات()

امروز سال روز شهادت یکی از دانشمندان هسته ای کشورمونه که تو همچین روزی توسط انفجار بمب به شهادت رسیدند هر چند دشمن نمی تونه با ترور ما رو  در راه رسیدن به هدف متوقف کنه اما امیدوارم دیگه هیچ وقت شاهد چنین اتفاقی نباشیم.

برای مطالعه مختصر در مورد شهید احمدی روشن به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.



نویسنده سجاد باقری در 19:29 | نظرات()
نمازهایت را عاشقانه بخـــــوان
حتی اگـــــر خسته ای یا حوصله نداری
قبلش فکـــــر کن چـــــرا داری نماز میخوانی و با چه 
کسی قرار ملاقات داری.
آن وقت کم کم لذتـــــ میبری از کلماتی که در تمام
عمـــــر داری تکرارشان میکنی
تکرار هیچ چیـــــز جز نمـــــاز در این دنیا قشنگ نیست.


نویسنده سجاد باقری در 14:27 | نظرات()

اروند را رودی وحشی خوانده‌اند؛ با جزر و مدی هولناك. با دو مسیر متفاوت و عمقی وحشتناك؛ اما حالا خروشی همیشگی... بهتر است بگویم اروند رودی وحشی بود، اما اینك برخلاف ظاهر ناآرام و متلاطمش، درونی آرام و مغموم دارد و بی‌تاب است. اروند! آرام باش، آرام! ما نیز داغداریم.

اروند آبی‌رنگ در میان دو امتداد سبز جای گرفته است. این دو خط سبز نخلستان‌های اطراف اروند هستند. یكی در خاك ایران و دیگری در خاك عراق (بصره) چه بسیار وصیت‌نامه‌ها كه زیر همین درختان نوشته شده است. چه بسیار رازها كه با صاحبانشان پای همین نخل‌ها دفن شده است. چه بسیار ناله‌ها، مناجات‌ها و...

ماه‌ها طول كشید تا مقدمات عملیات والفجر 8فراهم گردد. مشكلات بسیاری در این راه بود. از جمله شناسایی منطقه، جریان نامنظم آب و سرعت آن، گل و لای ساحل رودخانه، جزر و مد، موانعی كه دشمن ایجاد كرده بود و...  نیروهای شناسایی در حال تمرین و نیز شناسایی موانع منطقه بودند. نیروهای مهندسی در این مدت كارها را آرام آرام به پیش می‌بردند تا دشمن متوجه قضیه نشود. غواصان در منطقه‌های جداگانه، سخت مشغول تمرین بودند و همه این كارها چندین ماه به طول انجامید تا این كه شب عملیات فرا رسید.



نویسنده سجاد باقری در 14:12 | نظرات()
[http://www.aparat.com/v/ZnhTQ]
مصاحبه ی بسیار زیبا با مردم در رابطه با شهید صیاد شیرازی بر سر مزارش



نویسنده سجاد باقری در 06:01 | نظرات()

برای شنیدن این صوت زیبا اینجا کلیک کنید


نویسنده سجاد باقری در 05:13 | نظرات()
[http://www.aparat.com/v/OqMBo]
روایت آســـمانی
مجموعه نماهنگ زیبا و دیدنی یادمانهای راهیان نور
این قسمت: دهلاویه


نویسنده سجاد باقری در 06:40 | نظرات()

سپهبد علی صیاد شیرازی (23 خرداد1323-21 فروردین1378) فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده‌است. او متولد روستای کبودگنبد شهرستان درگز استان خراسان رضوی است. وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. صیاد شیرازی پس از 32 سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش درتهران و مقابل درب منزلش، به دست نیروهای مسلح سازمان مجاهدین خلق، ترور شد. مراسم تدفین او با حضور سید علی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا و جمعی از فرماندهان یگانهای مختلف نیروهای مسلح ایران و مردم برگزار شد.

برای مطالعه کامل زندگینامه به ادامه مطلب مراجعه کنید.


نویسنده سجاد باقری در 23:05 | نظرات()

21 فروردین سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی


نویسنده سجاد باقری در 23:53 | نظرات()

فكه یادآور نام چهار عملیات است: والفجر مقدماتی (بهمن 61)؛ والفجر یك (فروردین 62)؛ ظفر چهار (تیر 63)؛ و عاشورای سه (مرداد 63) فكه روایت سرزمینی است كه رمل‌های آن پیكر خونین بسیاری از عزیزان این سرزمین را كفن شده است.

این روایت ساده و مختصری است از منطقه فكه كه احتمالا یا رفته‌ای یا قرار است بروی و ببینی؛ اما من می‌خواهم روایت دومی را هم از فكه بیان كنم روایتی كه این‌قدر مختصر نباشد و گوشه‌ای از حقایق را به تصویر بكشد.

بسیجی‌ها هشت تا چهارده كیلومتر را در حالی با پای پیاده از میان رمل‌ها و ماسه‌های روان فكه گذشتند كه وزن تقریبی تجهیزاتی كه همراه داشتند دوازده كیلو بود؛ تازه بعضی‌ها هم مجبور بودند قطعات چهل كیلویی پل را نیز حمل كنند.این پل‌ها قرار بود روی كانال‌ها تعبیه شود تا عبور رزمندگان به مشكل فوگاز برنخورد. تا همین جا را داشته باش تا برسیم سر موانع، اصلا عملیات والفجر مقدماتی را به خاطر همین می‌گفتند عملیات موانع. هدف بسیجی‌ها خط دشمن بود. مجموعه‌ای از كانال‌ها، سیم‌خاردارها و میدان مین‌ها كه گاهی عمق آن به چهار كیلومتر می‌رسید، بچه‌ها یكی را كه رد می‌كردند به دیگری می‌رسیدند. موانع معروف فكه هنوز زبانزد نیروهای عملیاتی است؛ كانال‌هایی به عرض سه تا نه متر و عمق دو تا سه متر و پر از سیم‌خاردار، مین والمر و بشكه‌های پر از مواد آتش‌زا.



نویسنده سجاد باقری در 02:32 | نظرات()

ما می توانیم شعار نیست، ما توانستیم

20 فروردین روز ملی فناوری هسته ای مبارک

دستیابی به دانش هسته‌ای یکی از نمونه‌های موید پیشرفت دانشمندان ایرانی است که درباره آن هیاهوی زیادی هم به راه افتاده اما علت اصلی جنجال غربیها، توانایی بومی دانشمندان جوان کشورمان در دستیابی به این فناوری پیشرفته است

(آیت الله خامنه ای)



نویسنده سجاد باقری در 22:11 | نظرات()

برای مشاهده تصاویر شهید جواد فکوری به ادامه مطلب مراجعه کنید


نویسنده سجاد باقری در 22:09 | نظرات()

همسر شهید فکوری می‌گوید: این قدر در خانواده و فامیل ارتشی داشتیم که تا صحبت یک خواستگار ارتشی برای من شد،‌ مادربزرگم و دایی و عمه‌ام که در واقع به خاطر مرگ زود هنگام پدر و مادرم سرپرستی و نظارت کلی بر زندگی من داشتند، ندای مخالفت سر دادندموضوع مدتی مسکوت ماند تا وقتی که تحصیلات شهید فکوری در آمریکا تمام شد و این بار خودش به خواستگاری آمد،‌ برای ازدواج خیلی بزرگ نشده بودم ولی از او خوشم آمد، ‌خانواده هم وقتی رضایت مرا دیدند،‌ چاره‌ای جز موافقت نداشتند. مهریه 50 هزارتومانی تعیین شد.

برای مطالعه خاطرات شهید جواد فکوری از زبان همسرشان به ادامه مطلب رجوع کنید.



نویسنده سجاد باقری در 21:05 | نظرات()

جواد فکوری در سال 1317 در محله چرنداپ تبریز به دنیا آمد و پس از طی دوران کودکی، برای گذراندان دوره تحصیلات ابتدایی وارد مدرسه اقبال شد و پس از آن تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان مروی تهران آغاز کرد.

وی در سال 1337 مدرک دیپلم خود را با موفقیت کسب کرد و وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند.

جواد فکوری در سال 1338 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته پزشکی پذیرفته شد ولی به خاطر علاقه زیادی که به خلبانی داشت، با انصراف دادن از تحصیل در دانشگاه در مهر ماه همان سال وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد.

پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز در دانشگاه خلبانی، اولین پرواز مستقل خود را درسال 1339 با هواپیمای T-33 بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعیت‌های مختلف و به مدت یک ساعت و نیم با موفقیت انجام داد.

فکوری پس گذراندن این دوره، برای تکمیل آموزش به آمریکا اعزام شد و پس از یک سال و نیم با 263 ساعت آموزش پرواز، موفق به اخذ گواهینامه خلبانی هواپیمای شکاری بمب افکن اف ۴ شد و پس از بازگشت به ایران، با درجه ستوان‌دومی در پایگاه یکم شکاری مشغول به خدمت شد و پس از مدتی به پایگاه هوایی شیراز منتقل و در گردان تاکتیکی شکاری مشغول به خدمت شد.

وی دوره‌های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف ۴)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد. فکوری دو بار برای تحصیل به آمریکا رفته: بار اول در سال 1342 بود و بار دوم در سال 1356

برای مطالعه کامل زندگینامه به ادامه مطلب مراجعه کنید.



نویسنده سجاد باقری در 20:41 | نظرات()

«بجنگید، ما داریم می‌آییم» این صدای رادیو عراق در حمایت از انفجارهای خلق عرب در خرمشهر بود. این منافقان ضد انقلاب از عراق اسلحه و مهمات قاچاق وارد خرمشهر می‌كردند تا زمینه‌های جنگ را آماده كنند.
همان روزها كم‌كم تانك و توپ و نیروهای عراقی در مرز استقرار می‌یافتند. هر لحظه خاكریزهای عراق بالا می‌رفت و همزمان با آن هواپیماهای عراقی روی سر خرمشهر می‌چرخیدند و عكس می‌گرفتند و موقعیت كلی شهر را شناسایی می‌كردند.
مردم عادی و حتی نظامی‌ها هم فكر می‌كردند هواپیماهای خودی و ایرانی است. رخنه خائنینی چون بنی‌صدر این بلا را بر سر ما آورد.
صدام و دولتمردانش فكر می‌كردند مردم خوزستان هم مثل بقیه عرب‌ها هستند. به آنها مژده خودمختاری و به رسمیت شناخته شدن می‌دادند. 31 شهریور 59 عراق برای آزادی و خودمختاری خوزستان و منطقه جنوبی، هواپیماها و تانك‌ها و نفربرهایش را برای تخریب خرمشهر فرستاد.



نویسنده سجاد باقری در 14:07 | نظرات()

عید نوروز تو جبهه هم عیدی از جنس بسیجی ها بود قبل از تحویل سال آداب نوروز رعایت می شد و رزمنده ها سنگر تکانی می کردند .
سنگرها با گل و گیاه های اطراف سنگر و شقایق هایی که در اطراف سنگر روییده بوده تزیین میشد هنگام تحویل سال بچه ها سعی می کردند در یک سنگر تجمع کنند و با هم دعای تحویل سال رو می خوندند. 
بعد از تحویل سال بچه ها به منظور دیدو بازدید عید به سنگر همدگیر می رفتد و حتی عیدی هم میداند عیدی ها معمولا اسکناس 100 ریالی بود که بعضاً روی آن جملاتی هم نوشته شده بود. 
سفره هفت سین هم همیشه با سین های موجود تهیه میشد که که عبارت بود از:مین سوسکی،مین سبدی،سیم تله،سیم چین،سیم خاردار،سرنیزه،سی چهار نوعی خرج و مواد منفجره غیر حساس، سوزن اسلحه، سیمینوف، سمبه و سنگرو.. 
و جبهه همواره و بخصوص در ایام تحویل سال مصداق بارز (فرحین بما آتاهم الله من فضله) بودند.


نویسنده سجاد باقری در 21:59 | نظرات()

آغاز سال نو و جشن عید نوروز با دید و بازدید و تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتن ها کم و بیش در منطقه نیز جریان داشت. منتها با همان رنگ و روی منطقه ای. 
موقع تحویل سال، بعضی سفره هفت سین می انداختند که سین های آن بسته به نوع رسته بچه ها توفیر می کرد. 
در تخریب که بیشتر با مین سر و کار داشتند، به نحوی بود و در زرهی به نحو دیگر. به همین ترتیب بود در سایر واحدها. 
سلاح هایی از قبیل سیمینوف و سام - هفت (نوعی موشک) و وسایلی نظیر سمبه و سرنیزه و بقیه آنچه را که از لوازم جنگی بود و حرف اول اسم آنها «سین» در هفت سین جا می دادند. 
مثل هفت سین واحد تخریب که عبارت بود از: سرنیزه، سیم خاردار، مین سوسکی، مین سبدی، سیم تله انفجاری و در سایر واحدها: سمبه، سیمینوف، سرب، ساچمه. 
اگر موقع نوروز و حلول سال نو بعد از عملیات بود، قضیه صورت دیگری داشت: عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، به سر لوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه ها یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند،... بعد که دل های داغدار جمع می شدند، برادرانی که جراحت سطحی تری داشتند و می توانستند روی پای خود بایستند می آمدند و با حضور فرمانده، روحانی و طلبه گردان شروع می کردند به نوحه خوانی و راه انداختن سینه زنی، سپس دعای توسل، که با سوز و گدازی خاص برگزار می شد و شب عید و تازگی زخم گویی بیشتر کبابشان می کرد. 

برای مشاهده متن کامل پست به ادامه مطلب رجوع کنید.


نویسنده سجاد باقری در 21:50 | نظرات()

 سلام بر نوروز سلام بر اعجاز طبیعت

 سلام بر تازگی ها سلام بر پاکی ها

 سلام بر دست یدالهی خدا در خلقت طبیعت

 سلام بر مقلب القلوب و الابصار

 آمد از راه نسیم بهاری بوی ترنم شکوفه های بهاری

دلهامان را با بهاران بهاری کنیم جداشویم از همه پلیدیهای نفس اماره و به سوی تکامل نفس مطمئنه به سوی پروردگار رجوع کنیم عیدیمان را از شهدا بگیریم از انها بخواهیم ما را نیز چون خود به مقام ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی رهنمون سازند و لاغیر.

ای شهید ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی عالم وجود بر نشسته ای دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش.

این عید و سالی که ان شاله نکوست با تکرار یاد خدا نیکوتر خواهد شد.

از بندگی غیر به در آییم و به ولایت او بازگردیم از منیت ها رها شده و به سوی یگانگی او پناه ببریم سال را با بهاران چون شهدا آغاز کنیم چرا که سالی که نکوست از بهارش پیداست و یقینا سالی که با یاد خدا و تجدید عهد با ارمان شهدا آغاز شود نکوترین سال است

موفق باشید هر روزتان نوروز



نویسنده سجاد باقری در 12:03 | نظرات()

 برای شنیدن این صوت زیبا اینجا کلیک کنید.



نویسنده سجاد باقری در 14:46 | نظرات()
 
بسم رب الشهدا و الصدیقین
 درود همه شهدا و درود همه خانواده شهدا و درود همه انسانهای محروم در سرتاسر عالم به رهبر انقلاب این امام عزیزمان این فرزند فاطمه سلام‌الله علیها و این امام نائب بر حق امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف و این یادگار رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم و این یادگار همه انبیا واین عزیزی که همه ما را از بدبختی و بی‌چارگی نجات داد و به راه راست هدایت کرد و درود همه انسان‌ها و درود همه ملائکه‌های مقرب خدا بر این چنین رهبری و این چنین معلمی و نائب برحق امام زمان یعنی حضرت امام خمینی. 
وصیتی است که به خانواده عزیزم و به رهروان راه حق و حقیقت و آنچه که می‌گویم از صمیم قلب و با چشم باز این راه را پیموده‌ام و ثابت قدم مانده‌ام و امیدوارم که این قدم‌هایی که در راه خدا برداشته‌ام خدا آنها را قبول درگاه خودش قرار بدهد و ما را از آتش جهنم نجات بدهد. 

برای مشاهده کامل وصیت نامه به ادامه مطلب رجوع کنید.


نویسنده سجاد باقری در 13:27 | نظرات()

متولد 1321 روستای «كدكن» از توابع تربت حیدریه در استان خراسان رضوی و شهید شده در 25 اسفند 1363 در شرق دجله و در عملیات بدر هم او که پیکرش طبق وصیتش مفقود می‌شود. اما انگار خدا بار دیگر می‌خواهد که عبدالحسین برونسی نوید وحدت بشود. پیکر شهید بعد از 27 سال به آغوش خانواده وملت شهید پرورمان باز می‌گردد تا به یاری نایب امام عصر (عج) در این زمان بپردازد. 17 اردیبهشت 1390 پیكرش بازگشت و حالا سالگرد رجعت جسم خاكی او از فاطمیه دجله است. همه اینها دلیلی شد تا برای نگاهی دوباره به زندگی‌اش پای حرف‌های همسرش بنشینیم. «معصومه سبک خیز» برایمان از اوستا عبدالحسین برونسی گفت.

برای مطالعه خاطرات و زندگینامه شهید عبد الحسین برونسی از زبان همسرشان به ادامه مطلب مراجعه کنید.



نویسنده سجاد باقری در 13:15 | نظرات()

شهید برونسی در سال 1321 در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می گرفت که در فرمایش « الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در داد:«بلی»؛ عبدالحسین. 

روحیه ستیزه جویی با کفر و طاغوت، از همان اوان کودکی با جانش عجین می گردد؛ کما این که در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی، و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند. در سال1341 به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.

 برای مطالعه کامل زندگینامه به ادامه مطلب مراجعه کنید.



نویسنده سجاد باقری در 11:41 | نظرات()

برای مشاهده تصویر با کیفیت و سایز بالا روی تصویر کلیک کنید.


نویسنده سجاد باقری در 01:42 | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : سجاد باقری - یک سلام تا کربلا

Web Template By : 1salamtakarbala

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبلاگ
وبسایت مدارس امام حسین مشهد
لیست سایت های مراجع عظام
پل های ارتباطی
         
   
کانال تلگرامی ما
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
نظــرسنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید




پخش زنده اماکن متبرکه
پخش زنده حرم
ذکر ایام هفته
ذکر روزهای هفته
احادیث موضوعی
حدیث موضوعی
آشنایی با سوره های قرآن
سوره قرآن
لـــوگـــو دوستـــــــــــــــان

یک سلام تا کربلا

ൠ✘ൠ بیا تــــــو ൠ✘ൠ

آپلود عکس