تبلیغات
یک سلام تا کربلا - مطالب بهمن 1394
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
درباره وبلاگ
امروز زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست."مقام معظم رهبری"

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند . سوره آل عمران،آیه 169

اینجانب سجاد باقری دانش آموز سوم دبیرستان رشته ریاضی
وبلاگ «یک سلام تا کربلا» را جهت زنده نگه داشتان یاد و خاطره تمام شهیدان ایجاد نموده ام.
امیدوارم بتوانم گامی هرچند کوتاه در راه شهیدان و امام بر دارم.


التماس دعا
نظر فراموش نشه
تولد وبلاگ : 1394/10/01
لوگو وبلاگ
نویسنده
لینک دوستـــــــــــــــان
آمــــار سـایـت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تقویــــم
اوقـــــــــــــات شرعـــــــی مشهد
کارنامه عملیات
جنگ دفاع مقدس
خلاقیت های دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
شهدای دوران ها
وصیت شهدا
شوخ طبعی های دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
لبخند های پشت خاکریز
مهدویت امام زمان (عج)
آداب و رسوم دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
اولین های دفاع مقدس
وصیت شهدا
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبلاگ

منطقه عملیاتی کربلای ‌4 دارای ارزش و ویژگی‌های مهم سیاسی و نظامی است و می توان آن را مهم‌ترین منطقه عملیاتی در جبهه جنوب دانست. مركز این منطقه، نخلستان‌های اطراف اروندرود- حد فاصل جزیره بلجانیه تا بصره است كه عرض آن 4 تا 5 کیلومتر و طول آن حدود 15 کیلومتر می باشد

زمین منطقه عملیاتی نیز دارای نهرها و كانال‌های كشاورزی است كه برای پدافند موقعیت مناسبی دارد و جناحین منطقه نیز از شمال به آب گرفتگی شلمچه و كانال پرورش ماهی و از جنوب به خور زبیر و زمین‌های باتلاقی اطراف آن منتهی می‌شود و دشمن در آن قدرت پاتك ندارد. پس از ده ماه بسیج امكانات و مقدورات كشور و استفاده از تبلیغات گسترده و وسیع مبنی بر تعیین سرنوشت جنگ در شرایطی كه منابع صنعتی و اقتصادی و مراكز آب و برق كشور هدف بمباران شدید و گسترده دشمن قرار داشت.



نویسنده سجاد باقری در 18:16 | نظرات()

به دنبال شهادت شهید قاجاریان فرمانده دلیر تیپ 21 امام رضا(ع) یکی از شاهدان عینی شهادت این سردار سرافراز به تشریح جزئیات شهادت او پرداخت و گفت: به همراه سردار قاجاریان و چند تن دیگر از فرماندهان سپاه از جمله سردار اصانلو و سردار آسیابی و ... جهت شناسایی به منطقه رفته بودیم، که تیراندازی شدیدی اتفاق افتاد و همه روی زمین دراز کشیدیم. من در این شرایط خطاب به سردار قاجاریان که هنوز ایستاده بود فریاد زدم  که روی زمین بخوابد، سردار کمی کمرش را خم کرد، در همین حال متوجه شدم که سردار آسیابی زخمی شده و دیدم سردار هم روی زمین دراز کشیده. جلو آمدم دیدم که سردار قاجاریان بروی زمین افتاده و شهید شده. علت شهادتش تیری بود که از پهلوی راست به سردار اصابت کرده بود و به علت خونریزی داخلی او را آسمانی کرده بود.

مجتبی قاجاریان فرزند شهید در گفتگویی در خصوص شوق و اشتیاق پدر به شهادت گفت: پدرم بارها به جانشین خود و نیروهایی که هم‌رزم او در سوریه بودند، گفته بود که «دعا کنید عاقبت ما به شهادت ختم شود». وی در ادامه با تأکید بر اینکه سردار شهید محسن قاجاریان به حضرت زهرا (س) علاقه شدیدی داشت و عاقبت در عملیات آزادسازی منطقه نبل و الزهراء به فیض شهادت نائل شد، به نقل خاطره‌ای در این زمینه پرداخت و گفت: چندی پیش در مراسمی در نیشابور از مداحی در تهران دعوت کردند. او در این مراسم  روضه حضرت زهرا (س) را خواند، شهید قاجاریان آخرین بار که در نیشابور بود از همکارانشان می‌خواهد که دوباره همان مداح را به نیشابور دعوت کنند تا برایشان روضه حضرت زهرا (س) بخواند.

با کنار هم قرار دادن این اتفاقات متوجه می‌شویم که سردار قاجاریان به مادر پهلو شکسته سادات حضرت زهرا (س) عشق می‌ورزید و همین علاقه باعث شد تا در ایام مجروح شدن حضرت، همچون او با پهلویی شکسته به ملاقات صدیقه طاهره حضرت فاطمه الزهرا(س) برود 



نویسنده سجاد باقری در 14:20 | نظرات()
سردار «محسن قاجاریان»  فرماندهی «تیپ زرهی یکم امام رضا(ع)» (نیشابور) در راه دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، و در نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود.
 پیکر پاک این یادگارِ سال های دفاع مقدس، به همراه پیکر مدافع حرم شهید«احمد رضایی» در مشهد مقدس، تشییع شد.
در ادامه تصاویری از تشییع پیکر سردار«محسن قاجاریان» را مشاهده میکنید.
لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید.



نویسنده سجاد باقری در 13:48 | نظرات()
سرهنگ "سیدیحیی حسینی" از همرزمان و دوستان سردار شهید مدافع حرم "محسن قاجاریان" اظهار داشت: آشنایی من با این شهید بزرگوار از سال 60 در منطقه عملیاتی جنوب آغاز شد که آن وقت به صورت نیروی بسیجی به جبهه‌ها اعزام شده بود. سپس در دوران دفاع مقدس و در عملیات خیبر فرمانده گروهان شد. در عملیات بدر در سال 63 نیز جانشین من در فرماندهی گردان بود.


وی ادامه داد: محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر چند بار به من گفته بود که فرماندهی یکی از گردان‌ها باید به قاجاریان سپرده شود اما او به دلیل تواضعی که داشت این مسئولیت را قبول نمی‌کرد تا اینکه در سال 64 و در عملیات والفجر8 مجاب به قبول فرماندهی گردان فجر شد و تا پایان جنگ و در عملیات‌های مختلف مانند کربلای 5 فرماندهی این گردان را بر عهده داشت.


نویسنده سجاد باقری در 13:16 | نظرات()

برخیز که فجر انقلاب است امروز        بیگانه صفت خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد      از لطف خدا نقش بر آب است امروز
۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد


نویسنده سجاد باقری در 11:05 | نظرات()

هویزه با نام شهید علم‌الهدی عجین است؛ با خاطرات نبرد نابرابر عده‌ای محدود در مقابل لشگر تانك‌ها و به خون غلتیدن‌های جوانان مومن.
محمدحسین قدوسی، فرزند شهید قدوسی و نوه علامه طباطبایی بود. به سینه‌اش تیر خورده بود و داشت دست و پا می‌زد. رفتم كمكش كنم كه دیدم دارد با خون سینه‌اش وضو می‌گیرد... مبهوت مانده بودم. گفت كمكم كن به حالت سجده بروم. پیشانی‌اش را بر خاك گذاشت و پر كشید.
محمد را دیدم كه ناگهان بلند شد و از خاكریز بالا رفت. گفتم كجا؟ گفت: خدمه تانك دارد می‌سوزد. گفتم: خودت زدی. گفت: تكلیف من زدن تانك بود، اما حالا می‌بینم یك انسان دارد می‌سوزد و تكلیف من نجات اوست!
سهام با آن كه دختر بچه‌ای بیش نبود، غیرت و رشادت را از مادر بزرگ‌های خود به ارث برده بود. كوزه آبی به سر گرفته به همراه دوستانش راهی رودخانه شدند تا آب بیاورند. عراقی‌ها مزاحم آنان شدند و یكی از مزدوران بعثی با گلوله، كوزه دختران را بر سرشان می‌شكست. سهام مثل شیر می‌غرید: «مگر شمر هستی؟!» این حرف سهام برای بعثی‌هایی كه حرمت عرب‌ها را هم نگه نمی‌داشتند سنگین بود. این بار به جای كوزه پیشانی سهام هدف تیر قرار گرفت. خبر شهادت سهام به سرعت پخش شد. غیرت مردم هویزه آنان را تحریك كرد تا این بار بساط زورگویی بعثی‌ها را جمع كنند. فردای آن روز، دهم مهر، پایگاه مزدوران سقوط كرد و بعثی‌ها با خفت فرار كردند.


نویسنده سجاد باقری در 16:16 | نظرات()

زمزمه ها قوت گرفته بودند.دیگر شایعه ای در کار نبود.این را به راحتی می شد از ترس و وحشتی که به جان دولت بختیار هم افتاده بود، حس کرد.باورش برای همگان سخت بود.اما همه می دانستند وقتی امام خمینی تصمیم به انجام کاری بگیرند حتماً به نتیجه خواهد رسید .پس اتحاد دیگری لازم بودبار دیگر پشت بام ها پرشد از شعار های مختلففرودگاه به روی تمام پروازهای خارجی بسته شده بوداما این برای ملتی که توانسته بود شاه رژیم پهلوی را از خاک وطنشان بیرون بیندازد تهدید به حساب نمی آمد




نویسنده سجاد باقری در 15:38 | نظرات()
      روی زمین دنبال آسمان نگردید؛ هر چه هست آن بالاست.
عملیات كربلای چهار تمام شده بود و هنوز خاطره شهادت بسیاری از بچه‌ها از اذهان نرفته بود كه باید رزمندگان و مردم شهد شیرین پیروزی را می‌چشیدند. یكی از فرماندهان عملیات كربلای پنچ می‌گفت: تمام جوانب را بررسی كردیم. شناسایی منطقه كار راحتی نبود. محور «شلمچه» از همه محورها مهم‌تر بود. شلمچه دروازه بصره بود. از این نقطه می‌توانستند به دشمن نفوذ كنند. دشمن محكم‌ترین مواضع و موانع را برپا كرده بود. بررسی منطقه وقت می‌برد. دشمن در منطقه آب رها كرده بود. خط اولش، دژ محكمی بود با سنگرهای بتونی. پشت آن تانك‌ها مستقر بودند و به خوبی بر منطقه اشراف داشتند. خط دوم و سوم كه كانال بود، خط چهارمش هم پشت نهر دوعیجی بود. خط پنجم هم قرارگاه تاكتیكی دشمن و مركز توپخانه بود و تازه این، همه ماجرا نبود.


نویسنده سجاد باقری در 23:39 | نظرات()

سید مرتضی پاسدار رشید اسلام از طفولیت در دامان خانواده ای مذهبی رشد یافته، با مسائل اسلامی آشنا می شد شرکت در جلسه قرآن و دعای ندبه که با همت و دلسوزی پدر ارجمندشان بود او را هر روز بیشتر و بیشتر با اسلام آشنا تر می کرد تا اینکه امت اسلامی به رهبری امام انقلاب شکوهمندشان را علیه استبداد شاهنشاهی و همه کفر در سراسر جهان آغاز کردند. سید مرتضی طبیعتا باید راه جدش امام حسین (ع) را ادامه می داد تا با ایثار خون خودش حرکت تکاملی انقلاب اسلامی را سرعت بخشد و فرمان خدایش را لبیک گفته باشد ، لذا اوائل انقلاب در تظاهرات و درگیری های پراکنده شرکت فعال داشت ایمان قبلی ، اعتقاد و عشق او به امام او را واداشت که از اوائل تشکیل بسیج در مسجد المهدی ثبت نام نماید. با اخلاص و شور خاصی وظایف خودش بخصوص گشت شبانه را انجام می داد و همچنان تحصیلات دوره دبیرستان را می گذراند. تا اینکه بفرمان امامش عازم جبهه های حق علیه کفر جهانی گردید شرکت او در جبهه های غرب ، عملیات والفجر ۹ او ار وا داشت که در نبرد با کفر جدی برخورد نماید. لذا پس از گذراندن دوره مخصوص به عضویت نیروی اطلاعات عملیات در آمد ، شب عملیات فرا می رسد همراه نیروهای رزمنده در منطقه حاج عمران برای گرفتن تپه ۲۵۱۹حرکت می کنند، با لای تپه همراه یکی از دوستان یرای انهدام آخرین سنگر حرکت می کنند که بعد از چند لحظه ترکش خمپاره هر دو را مجروح می سازد دستور عقب نشینی به مجروحان داده می شود هر یک جدا از هم به راه می افتند دوستش می گوید سید مرتضی از من جلوتر بود و در بین راه او را دیدم ولی بعد از جدا شدن خبر ندارم که بر سر او چه آمده اما همانگونه که در یادداشت خود در حالت شهادت نوشته مدتی زنده بوده ، سرانجام غریبانه همانند جدش به آرزوی دیرینه خود به درجه رفیع شهادت نائل می آید.رعایت اخلاق اسلامی برخورد های گرم و صمیمی وبشاش ، روحیه شهادت طلبی و حالت روحانی که در این اواخر بخود گرفته بود هرگز از نظرها محو نخواهد شد . 
پیکر شهید سید مرتضی احمد زاده در حرم مطهر امام رضا (ع) دفن است.

 والسلام علیکم سجاد باقری


نویسنده سجاد باقری در 13:13 | نظرات()
« و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل ا… بل احیاء و لکن لاتشعرون » « و آن کس که در راه خدا کشته شده مرده مپندارید بلکه او زنده ابدیست ولکن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت » با سلام و درود بر منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) و با سلام به نایب برحقش خمینی کبیر و با سلام به رزمندگان جان بر کف ، با سلام به همگی دوستان و آشنایان « مخصوصاً پدر و مادر عزیزم » و خانواده گرامی ، اولاً همگی مرا حلال کنید ، از دوستان و آشنایان طلب مغفرت می خواهم و مرا حتماً حلال کنید .از کلیه دوستان و آشنایان می خواهم که راه اسلام را ادامه دهند و به مادیات دنیوی دل نبندند و در سنگر عشق و شهادت گام بردارند و درخت اسلام را آبیاری کنند و خون خود را هدیه اسلام نمایند ، و همیشه ترس در خود راه ندهند والان موقع امتحان الهی است که امتحان هرکس معلوم می شود و وقت دیر است . باید راه اسلام را پیمود و به لقاءا… رسید تاکمی از گناهانمان کم شود و در پشت جبهه باید سعی و کوشش خود را در رابطه با جنگ قرارداد و زیاد به مال و فرزندان اکتفاء نکرد و یا مسائل شرعی برای خود درست کنید ، باید خون داد تا کربلای حسین مظلوم (ع) رسید و ایمان قوی می خواهد که روحیه شهادت طلبی داشته باشیم تا خدا ما را دعوت کند و این پرچم اسلام را اگر به زمین افتاد دیگری باید به دوش بگیرد و پیکار کند خلاصه اگر فردا از جنگ بترسید و پیکار نکنید با دشمن کافر و شانه خالی کنید من خودم بحق خودم راضی نیستم و جلوی شما را روز قیامت می گیرم ، خلاصه باید روزی رفت از این دنیای زود گذر ، چه بهتر است که انسان با مرگ در راه خدا برود وقت کم است و می خواهم بروم عملیات و از همه مجدداً طلب مغفرت می خواهم و حتماً مرا حلال کنید ، پدر و مادر عزیزم می بینم که جبهه اسلام واجب تر است و خودتان هم ارجحیت می دهید ، خلاصه آن دنیا شما را شفاعت می کنم و خوشحال باشید که در راه اسلام شهید شدم ، چون ننگ است انسان عادی بمیرد همه را سلام می رسانم و می خواهم مرا در حرم مطهر حضرت ثامن الائمه (ع) دفن کنید ، اگر موقعیت جایز نمی باشد بهشت رضا دفن کنید ، ولی اگر بشود مرا در صحن امام هشتم علی ابن موسی الرضا (ع) دفن کنید خمینی خوشحال می شوم و و سایلهایم را اختیارش دست پدرم و مادرم می دهم چیزی هم ندارم اما همان اندک وسایل را اختیارشان می باشد . برایم یک ماه روزه و 61 روز روزه که گناه کردم و خودم یکماه نماز شبانه روز و همگی شما را سلام می رسانم پسر کوچکتان - سید مرتضی احمد زاده - خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار 
یادداشت : برادر تعاون مرا حتماً غسل دهید چون من مجروح شدم و به مرگ طبیع جهان را بدرود گفتم پس حتماً مرا غسل دهید خداحافظ شما دیدار روز قیامت . و من الله التوفیق


نویسنده سجاد باقری در 13:12 | نظرات()
شهید سید مرتضی احمد زاده 24 ساعت قبل از عملیات نامه ای را به خانواده خود میفرستد و دو روز بعد در منطقه حاج عمران به درجه رفیع شهادت نایل میگردد



نویسنده سجاد باقری در 12:53 | نظرات()

بقیه تصاویر در ادامه مطلب


نویسنده سجاد باقری در 12:26 | نظرات()


عصر روز یک شنبه (94/5/18) در اقدامی بی سابقه به همت جمعی از مردم و جوانان مشهدی آیین وداع با 13 شهید خط شکن گمنام که پیکر پاک آنان روز شنبه به مشهد منتقل شده بود در بولوار هاشمیه این شهر برگزار شد .

در این مراسم که با شکوه خاصی برگزار شد اکثر دختران و پسران جوان و همچنین خانواده های مشهدی حضور داشتند .

نکته مهم این مراسم وداع چند کیلومتری با پیکر شهدا این بود که برگزاری چنین مراسمی در این منطقه از شهر مشهد که یکی از مناطق به اصطلاح بالاشهر و اعیان نشین این شهر است تا به حال سابقه نداشته و حضور خیل عظیم مردم علی الخصوص جوانان در این مراسم حکایت از عمق عشق و ارادت قلبی و تعهد جوانان این مرز و بوم به آرمان های انقلاب اسلامی وشهدای هشت سال دفاع مقدس می باشد که خود پیامی روشن و قاطع به بدخواهان نظام اسلامی و کشور عزیزمان ایران است .


گفتنی است حضور پرشور و چندصد هزار نفری مردم مشهد در آیین وداع با شهدا در بولوار هاشمیه شهر مشهد آنجا اهمیت دوچندان پیدا میکند که رسانه های معاند مکررا در گزارش های خود از شهر مشهد مردم و جوانان این منطقه را افرادی خارج از دایره نظام معرفی می کرده که برگزاری آیین وداع با شهدا در این منطقه خود پاسخی روشن و قاطع به دروغ پردازی های رسانه های معاند و مخالف نظام اسلامی در ایران است .

امید است پیام این حرکت خودجوش و مردمی عصر روز یکشنبه مردم مشهد در آیین وداع با 13 شهید خط شکن گمنام درس عبرتی برای بدخواهان نظام اسلامی باشد.


باشد تا ماهم بتوانیم ادامه دهنده راه این مردان خدایی باشیم . . . 



نویسنده سجاد باقری در 01:19 | نظرات()
نویسنده سجاد باقری در 00:57 | نظرات()

طلاهایش را که داد،

از در ستاد پشتیبانی جنگ بیرون رفت

جوان داد زد:

خانوم! رسید طلاها!

خندید و گفت:

من برای پسرم هم رسیدنگرفتم



نویسنده سجاد باقری در 19:47 | نظرات()
سلام... بحثی که می خوام بیارم وسط توش شوخی ای در کار نیست ... یه واقعیته!... بحثی که شاید چون جدیش نگرفتیم و سرسری باهاش رفتار کردیم به این حال و روز دچار شده... تورو خدا حرف از سیاهه نمایی نزنین !... دیگه هرکسی یکمی تو کوچه خیابونا راه بره ، میفهمه ... خیلی شل گرفتیم... خیییلییی!!!.. میگم نشه واجبه فراموش شده؟! آدم باید به چه چیزا فکر کنه؟!... خدا نکنه عادی بشه... آخه با هرکی صحبت کردم میگه که آقا الان واسه ما یکی که عادی شده ، اگه چندتا از اینا نبینیم روزمون شب نمیشه... اولا این اینایی که میگین همین مادر و خواهره خودمونن نه آدم فضایی! دوما عادی شدنه گناه وکوچیک شمردنش خودش کم گناهی نیست!... جدا ها!!! شما امروز رو با ده ساله پیش مقایسه کنین ، معنیه واقعیه پسرفت رو تو این مسئله می فهمین... آخه ما چی رو به پیشرفته تکلونوژی گره دادیم... مگه غیرت و عفاف و حجاب ربطی به این چیزا داره... جالبه تا میای از حجاب حرف میزنی میگن : آقا باید به روز باشی ، الان اینطوری مُده ، الان اینجوری باید راه رفت ، الان معاشرت دختر و پسر فرق کرده ، الان روابط جهانی فرق کرده وَ وَ وَ خیلی از این الانها که دائما به نافت می بندن!!! نه... برایه حله مسئله صورته مسئله رو پاک نکنیم ، بهتره... می دونید چی بلایی داره سرمون میاد؟! چیزایی که قبلا ضد ارزش بودن اومدن رو کار و با زندگیمون عجین شدن... نگیم دسته ما نیست که باور نکردنیه... همه چیز دسته ماست ... چی شد که این حجاب شده ارزش عده ای و الان باید تک وتوکی چادری تو خیابون دید... نیگاه کنین باید منطقی به جامعه نگاه کرد و اینا سیاه نمایی نیست...




نویسنده سجاد باقری در 19:31 | نظرات()
نویسنده سجاد باقری در 21:09 | نظرات()
 

پیامبر اکرم در خانه «اُمّ سلمه» نشسته بودند کسی اجازه ورود خواست حضرت رسول فرمودند ابلیس است، در را به روی او نبندید نمی خواهم راهش ندهید در را باز کنید و بگذارید بیاید

وی افزود: وقتی ابلیس رو به روی پیامبر (ص) نشست، گفت من به اختیار خودم به اینجا نیامده ام، دو فرشته از جانب خداوند من را مأمور کردند تا جلسه ای با تو داشته باشم. حضرت فرمودند: من سؤالاتی دارم که تو باید به آنها جواب بدهی 



نویسنده سجاد باقری در 20:51 | نظرات()
امــــــــان از چشــــــــــم انتظــــــــــاری ...



نویسنده سجاد باقری در 15:30 | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : سجاد باقری - یک سلام تا کربلا

Web Template By : 1salamtakarbala

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبلاگ
وبسایت مدارس امام حسین مشهد
لیست سایت های مراجع عظام
پل های ارتباطی
         
   
کانال تلگرامی ما
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
نظــرسنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید




پخش زنده اماکن متبرکه
پخش زنده حرم
ذکر ایام هفته
ذکر روزهای هفته
احادیث موضوعی
حدیث موضوعی
آشنایی با سوره های قرآن
سوره قرآن
لـــوگـــو دوستـــــــــــــــان

یک سلام تا کربلا

ൠ✘ൠ بیا تــــــو ൠ✘ൠ

آپلود عکس