تبلیغات
یک سلام تا کربلا - درد و دل در چند دقیقه (2)
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
درباره وبلاگ
امروز زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست."مقام معظم رهبری"

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند . سوره آل عمران،آیه 169

اینجانب سجاد باقری دانش آموز سوم دبیرستان رشته ریاضی
وبلاگ «یک سلام تا کربلا» را جهت زنده نگه داشتان یاد و خاطره تمام شهیدان ایجاد نموده ام.
امیدوارم بتوانم گامی هرچند کوتاه در راه شهیدان و امام بر دارم.


التماس دعا
نظر فراموش نشه
تولد وبلاگ : 1394/10/01
لوگو وبلاگ
نویسنده
لینک دوستـــــــــــــــان
آمــــار سـایـت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تقویــــم
اوقـــــــــــــات شرعـــــــی مشهد
کارنامه عملیات
جنگ دفاع مقدس
خلاقیت های دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
شهدای دوران ها
وصیت شهدا
شوخ طبعی های دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
لبخند های پشت خاکریز
مهدویت امام زمان (عج)
آداب و رسوم دفاع مقدس
مهدویت امام زمان (عج)
اولین های دفاع مقدس
وصیت شهدا
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبلاگ

سلام... برایه ما آدما سخت ترین حالت جدایی از یه عزیزه... اینکه بتونی فراغ رو تحمل کنی... یکی از این فراغ هایه عاشقانه رو دوشه مادران شهداست... خیلی سخته... اونایی که جوونی رو از دست دادن معنیه فراغ رو می فهمن... فکر کن... زندگیتو خرجش میکنی ، درداتو تحمل میکنی تا اوون آخ نگه ،چندین سال باهاش لحظاتت رو میسازی اما یه روزی میاد که بگی باید بری ...می دونم جملاتم اون حسی که باید داشته باشه رو نداره ولی باید مادر بود تا این حس وحال رونوشت و فهمید....اونی که نه ماهه تمومه درد رو خریده تا بچه ای به دنیا بیاد بعد اونو با عشق بزرگش میکنه و بعد از دستش میده اینو میفهمه... نوشتن در این مورد سخته... این از اوون نوشته هاییه که خیلی فکر ووقت گذاشتم براش اما .... من فقط می دونم ودیدم دوری مادر از فرزندش فقط درحد چند روز چقدر سخته... دیدم مادری رو که پسرش فقط ده روز رفته بود لبه مرز ، اما چه بی تابی میکرد اوون مادر.... نظم زندگی بهم خورده بود از خاله ها تا مادربزرگ و تمومه فامیل آرامش نداشتن... اونجا بود که یاده مادرایه شهید افتادم... 
خداییش عجب موقعیته سختی دارن... چکار کردن که می تونن تحمل کنن؟... وقتی بایه مادر شهید صحبت میکنی میبینی که آی مرتضی کجایه کاری! اونور فرزندانشون تو جنگ چکار کردن ، اینور چه قشنگ مادرا راهه فرزندشون رو ادامه میدن... حرف از یه معامله هست... آره یه معامله خیلی عجیب و عاشقانه... معامله ای که باختنی توش نیست و همش بُرده ... خدا به من علی رو داد منم این امانتی رو دادم تو راهه خودش...امانت باید به صاحبش برسه... اینه حرفه یه مادره شهید که علی آقاش رو تو سن 20سالگی از دست داده بود... میگفت از وضعیتم راضیه راضیم... می گفت برایه شهادتش جشن گرفتم و دائما زیره لبش بود مبارکت باشه علی جان... میگفت خوشحالم که تقدیم شد به حضرته زهرا ، رفت پیشه مادرش ، آخه این علی آقا تا حرف از مادره پهلوشکسته میشد از خدا فقط شهادت می خواست... اینا کسایی اند که قبل از بزرگ کردنشون بزرگه بزرگ شدن ونیازی به درشت شدن ندارن ... کوه کم میاره دربرابره این ایمانه کوه مانندشون ... پسرم وظیفش بود بایدم می رفت ، منکه نمیتونم بگم نرو ... می دونم یکمی درک کردنه این حرفا سخته... اما هستن وبودن ، ما ندیدیمشون ... ما تو تاریخ شیعه از این مادرشهیدا زیاد داریم...حضرته ام البنین (س) که مادره 5 شهیده ... موقع برگشتنه کاروان از شام چه حرفا زد ... این مادرایه شهدایه ما هم مثله حضرت صحبت میکنن ... شاید اونا می خواستن یکم شبیه آن حضرت بشن ... حضرته زینب چه عاشقانه پسرانشون رو به برادر تقدیم کردن... حسین(ع) علی اکبرشو در راهه خدا از دست داد، من عبدالله در راهه خدا ندم؟... خیلی سخته ... سخته درک کردن این لحظات ... شاید ما ظرفیت و شرایطه زینبی شدن رو برایه خودمون ایجاد نکردیم که نمی تونیم درک کنیم...  حتما شنیدید که یه بار امام خمینی (ره) به ملاقاته یه مادره شهید میرن.وقتی از مادره شهید تعداد بچه هایه شهیدش رو می پرسن. مادر میگه من 4تا از گلامو تقدیمه انقلاب کردم. با این حرف امام گریشون میگیره. مادره شهید ناراحت میشه و میگه من 4تا تقدیم کردم که اشکی رویه گونه شما نباشه تو رو خدا گریه نکنین من راضی ام.... اینی که سخته ، اینطور بودنو اینطوری زیستنه... هستن مادرانی که هنوز چشمشون به دره تا بلکه خبری از جنازه فرزندشون بشه ، هستن مادرانی که کارشون شده سر زدن به شهیدایه گمنام بلکه یکی از اونا فرزندشون باشه ، هستن مادرایی که بچشون موقعه رفتن 60 کیلو بوده ولی الان تو کفن فقط یک کیلو ازش باقی نمونده... از این مادرا خیلی زیادن و هرچی ازشون بگی ، بازم کمه ... این رو فقط مادرا میفهمن ...این مادرا دله زینبی دارن...... همین........نویسنده : سجاد باقری 

نویسنده سجاد باقری در 22:23 | نظرات()
یکشنبه 12 شهریور 1396 13:57
Can I just say what a comfort to find someone who truly knows what they're talking
about on the net. You definitely know how to bring an issue to light
and make it important. More and more people need to look
at this and understand this side of your story.
It's surprising you are not more popular given that you definitely possess the gift.
جمعه 14 اسفند 1394 03:06
اون روزا یه تفنگ میدادن دستتو میگفتن دشمن روبروته ولی الان به سختی میتونی تشخیص بدی کی دوسته کی دشمن...
چهارشنبه 12 اسفند 1394 19:52
عالی بود داش سجاد
سجاد باقری :قربانت
چهارشنبه 12 اسفند 1394 03:11
من شهادت در راه حق و اهداف الهی را افتخار جاودانی میدانم.(رهبر معظم انقلاب)
چهارشنبه 12 اسفند 1394 03:04
زیباااااااااااا
سجاد باقری :خواهش
سه شنبه 11 اسفند 1394 12:32
سجاد جان از متنت خیلی لذت بردم-انشالا که مه هم لایق شفاعت شهدا بشیم
سجاد باقری :انشالله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : سجاد باقری - یک سلام تا کربلا

Web Template By : 1salamtakarbala

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبلاگ
وبسایت مدارس امام حسین مشهد
لیست سایت های مراجع عظام
پل های ارتباطی
         
   
کانال تلگرامی ما
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
نظــرسنجی
مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید




پخش زنده اماکن متبرکه
پخش زنده حرم
ذکر ایام هفته
ذکر روزهای هفته
احادیث موضوعی
حدیث موضوعی
آشنایی با سوره های قرآن
سوره قرآن
لـــوگـــو دوستـــــــــــــــان

یک سلام تا کربلا

ൠ✘ൠ بیا تــــــو ൠ✘ൠ

آپلود عکس